![]() |
![]() |
|
| عشق به مریم |
|
رمزی که از تو جداشم روزمرگ خندهامه روزتنهای قلبم فصل سرد گریهامه
تواون کوچه غمگین جای پاهای تو منده هنوزم مونده زمجنون عکس قلب تو پشونده |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 18:12 توسط گل مریم |
|
|
دلمن دست بر دار دیگه بسته انتظار
دیگه هی اسمشو تو بیاد من نیار اون دیگه نمی یاعمرتو حدر نده دلمن این جوری اخه تنها می مونی سلام به عاشقان دل شکسته من یک عاشق دل شکسته هستم از تمام باز دید کندگان خواهش می کنم به من کمک کنید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 17:5 توسط گل مریم |
|
|
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوری عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست دعا ها بردن تموم ارزوهام با رفتن تو مردن تموم ارزوهام با رفتن تو مردن حالا من یه ارزو دارم تو سینه که دوباره دستو تو دست بگیرم واسه پیداکردنت سر به بیابون میزنم اخه تو رنگ چیشات غربت بارونو دیم *********************************** *********************************** ************************************* ازون بالا نگاه کردم زمین منو صدا میزد *یکی میگفت بپر پایین یکی تو قلبم جا میزد *بگو حالا چیکار کنم حکایت دلبوریدن *کای که اینجا بلدن گذاشتنو خوب بلدن*برای با تو بودنم بکی دوروزه کافه سیاه بپوش برای من اینم برای بازی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 11:56 توسط گل مریم |
|
|
اهای توی که از او مینویسی
بدون مرام اون از جنس سنگه اونی که لاف عاشقی رو می زد منو تنها گذاشت با صدتا نیرنگ غریبی بی کسی اندازه داره اخه دل منم خدای داره یه گیتار شکسته همدم من غریبو بی صداو بی نشونه برین بهش بیگین فرقی نداره برای من بمونه یا نمونه
اونی که میخواست منو راهنمای کنه کوش توی این دنیا هیچ کس درد عاشقی رور نمیدونه تا وقتی که به این درد مبتلا نشدی حرف منو نمیفهمی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 9:31 توسط گل مریم |
|
|
لالا لالا نخواب سودی نداره
همون بهتر که بشماری ستاره همون بهتر که چشما وا بمونه که ماه غصش نشه تنها بیداره لالا لالانخواب بازم سفر رفت نمی دونم به کارون یا خزر رفت فقط دردم اینه مثل همیشه بدون اطلاع و بی خبر رفت لالا لالا نخواب می دونی جنگه دس هر که می بینی یه تفنگه یه امره دور چشمات گشتم ام نفهمیدم که اون چشما چه رنگه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386ساعت 12:51 توسط گل مریم |
|
|
وقتی که می رفتم با پای پیاده گفتی فقط یادت با شه یه دوستی ساده
هیچ عشقی نباشه هیچ حسی نباشه یه روز خواستیم جدا بشیم بریم خیلی ساده این بارون چشمام تمومی نداره اخه دلم برایت تو یه بی قراره گفتی نمی خوامت عاشقت نمی شم گریه هاتم دیگه برام فایده نداره دیدی که عاشقت کردم خودت گفتی که فکر نمی کردم این جوری عاشقت بشم ولی دیدی که عاشقت کردم اما من واسه تو می مردم دوسم نداشتی غصه می خوردم عاقبت دلتو رو بردم ................................ مریم جون هرجا هستی بدون که یه عاشق سینه چاک تو نی ریز داری |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم شهریور 1386ساعت 21:6 توسط گل مریم |
|
|
یه عاشق٬بی قایق تو دریاهاهاهاها
چشماشو٬می بنده٬تورویاهاهاهاها من عاشق٬بی قایق٬تو دریا می میرم چشمامو٬می بندم٬بی رویا می میرم می رمو می میرم و آسوده میشم از عشق می رمو می میرم جشن تولدمریم برای تو زیر اب می گیرم یه عاشق٬من عاشق٬بی قایقتو رویاهاهاهاها چشمامو می بندم بی رویا هاهاهاها یه زیبا نگاهش چه آروم به موجا می دوزه یه عاشق بی ساحل چه تنها تو دریا هاهاهاها می سوزه می رمو می میرمو آسوده می شم از عشق جشن تولد مریم برای تو زیر اب می گیرم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 19:56 توسط گل مریم |
|
|
می میرم برات * نمی دونستی می میرم بدون چشات*رفتی از برم*تو می دنستی که دلم بسته به
ساز صدات*آرزوم که نمی دونستی که من می میرم برات*می میرم برات*عاشقم هنوز*نمی خواستی که*بمونو بسوزیوبسازی دلم*کفتی من میرم*نمی خواستی بری*تا فردا یار خوشکلم*برو راهی نیست زخاکو گلم**
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 19:38 توسط گل مریم |
|
|
برای خواب معصومانه عشق کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچه شب هنگام وحشت کمک کن با تن هم پل بسازیم بزار قسمت کنیم تنهایمون را میونه سفر دل تو با من بزار بین منو تو دستای ما پلی باشه واسه از خود گذشتن کسی تو فکر مریم های عاشق کسی تو فکر کوچ کفترا نیست بفکر عاشقای در بدر باش که غیر از ما کسی به فکر ما نیست |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 19:27 توسط گل مریم |
|
|
سلام
مریم جان امروز۱۰/۵/۸۶هست ومن خیلی دلم برای تو تنگ شده است. نمی دانم چیکار کنم تا از دلتنگم کم شود امروزمن رفتم دفترچه خدمت گرفتم تا برم وبیایم وبه خاستگاری تو بیایم تو الان این رانمی خوانی چون با من اشناه نیستی ومنو نمی شناسی من همونم که هر روز تو را تا مدرسه یاری می کردم من همونم که تو به من گفتی دیونه من همونم که تو گفتی به عقل
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:11 توسط گل مریم |
|
|
قمست نمی انگار دست تورو بگیربرای اخرن بار برای تو بمیرم
گریه نکن که اشکات برای من یه درد تحمل غم تو مرو دیونه کرده هیش که مثل من تورو دوست نداره اینو از تو چیشام می تونی بخونی تو بودی جونمو عمرمو انکی می خواستم از همه رستم تو بگی منو نمی خوای واسه عشق تو همیچی دادمو بجز غرورمو که انم رفته به باد............................. عاشقی قصه دویار مهربان مانند فرهادوشیرین است فرهاد بخاطر شیرین سربه بیا بان میزند در در یک کوه میمیاند ان را می کند ولی عشق این روزا عشق به پول است اگر دختر پول داشته باشد مهبوب تر است ولی اینو بدونید که این ضرر بزرگی وقطی واقعا عاشق شدید انو می فمین سال به غربت رسیدن پنجه به دیوار کشیدن از معنویت گم شدن دل به غریزه بخشیدن قبیله یعنی یک نفر هم خونی معنا نداره هم بستگی رازی که تعبرفردا نداره............... عزیزان منو دررسیدن به عشقم کمک کنید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم شهریور 1386ساعت 11:33 توسط گل مریم |
|
|
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست
بین من و عشق تو هیچ فاصله ای نبست گفتم که کمی صبر کنو کوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی ودیگر اثری از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت جز عشق تو در خاطرام مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 10:59 توسط گل مریم |
|
|
غمی که تو دلم اندازه یه عالم
چه جوری بیان کنم درد دلو با کلم جوری بیان کنم درد به دل نهفترو یکی نیست تا که بگم درد دل نگفتمو تنگ دلم یجای دنج گوشه میخونه می خواد عاشقمو دیونه ام همدم دیونه می خوام توراه پر خارو خسی نه همدلو هم نفسی تنهاو غربت زده ام توراه عشق بی کسی با غم کهنه دلم با کوله بار خستگی دل بسته ام به راه دور من باهمه دل بستگی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 9:45 توسط گل مریم |
|
|
امروز بیشتر از هر روز دوریت را احساس کردم
امروز وقتی دیدم همه منو تنها گذاشتن خیلی دلم گرفت ودوس داشتم برم یک جا گریه کنم اقا امام زمان تورو بجان مادرت زهرا منو به مریم نازنم برسان اقا جان جون منو بگیر ولی نزار مریم من اسیب ببینه |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 22:19 توسط گل مریم |
|
|
حدس می زنم شبی مرا جواب می کنی
قصر کوچک دل مرا خراب می کنی سر قرار عاشقی همیشه دیر کرده ای ولی برای رفتنت عجب شتاب می کنی چه ساده در ازای یک نگاه پاک ماندنی هزار مر تیه مرا زخجلت اب می کنی به خاطر تو من همیشه با همه غریبه ام تو کمتر از غریبه ای مرا حساب می منی کاش گفته بودی از همان نگاه اولت که بعد من دوباره دوست انتخاب می کنی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 15:40 توسط گل مریم |
|
|
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
روی بازار صداقت کمی ارزانی بود کاهش اگر گاه کمی لطف به هم می کردیم مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود کاش به حرمت دل های مسافر هر شب روی شفاف ترین خاطر مهمانی بود کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم گ رفتار منو لحن تو انسانی بود مثل حافظ که پراز معجزه الهامست کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود چقدر از شعر نوشتیم برای باران غافل از این دل دیوانه که بارانی بود |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 14:55 توسط گل مریم |
|
|
به نام نامی دوست که هرچی دارم ازان اوست
سلام سلامی به بلندای اسمان به استواری سروها به زیبای گل مریم وبه خوش بوی گل نرگس امروز امدام تا بازهم درد دلی روی دفتر دل بنویسم تاشاید خدا صدادی دل شکستهام را بشنود. امروز هم مثل هرروز چشمانم به در خوخته شده است تا شاید صدای از در بیا ید وخبر امدن مریم را به من بدهد. خدایا مگر من چه گناهی مرتکب شده ام که باید انگونه مجازات شوم . اگر با تمام حسرت ها ونا امیدی ها مرا درقفس زندانی کنند من بایاد وخاطرات توزندگی میکنم مریم اگر در وبلاگ هستی اینو بدان که تمام زندگیم را فدایت میکنم باز التماست میکنم من را نیازار. مریم اگر یک روز بدانم که تو از من بددت میاید ان روز روز مرگ من است اگر مرا دوست نداری بگو تا زود تر از دستم را حت شوی واگر جوابم را ندهی انقدر میایم و میروم تا جوابم را بدهی مریم امروز که تو صدای این قلبه شکسته رو نمی شنوی تا ببینی چگونه برای تو خون گریه می کند امید وارمهرجا باشی خوش باشی امید ان روزی که با هم درکنارهم باشیم. خواندگان عزیز دلم میخواهد مشکلات این متن را برام ارسال کنید و به من بگوید برای رسیدن به عشقم چه کاری باید انجام دهم خدایا عاشقان را باغم عشق اشنا کن و غم های دگرغیراز غم عشقو رها کن توخود کفتی که در قلب شکسته لانه داری ببین قلبم شکسته با دردم دوا کن باسپاس وقدردانی نویسنده گا مریم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم شهریور 1386ساعت 9:56 توسط گل مریم |
|
|
سلام
یک روز یک پسر بودبا یک دختر دوست بود این دوتا خیلی هم دیکر را دوست داشتند وروزهای زیادی را با هم سپری میکردند یک روز پسر به ان دختر میگه منو چقدر دوست داری دختر به اومیگه به اندازه دنیا دختر میگه اگر من دوتا چشمام سالم بود تو رو هیچ وقت ترک نمی کنم ان پسر مخفیانه چشماشو به ان دختر میده وقتی دختر میبینه دوست پسرش یه ادم نابیناست اونو رها می کنه وقتی دختر می خواد بره پسره به او میگه مواظب چشمای من باش ولی دختر درجوابش میگه چشمای تو بود ولی حالا مال منه......
کاش در دهکده عشق فراوانی بود توبازار صداقت کمی ارزانی بود کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم مختصر بودولی ساده پنهانی بود قربانتان وحید |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم شهریور 1386ساعت 19:28 توسط گل مریم |
|
|
به نام خدا
سلام سلامی به خوشبوی گل مریم امروز میخوام چند بیت شعر بنویسم امشب تمام خویش را ازغصه پرپر می کنم گلدان زرد یاد را با تو معطر میکنم تو رفته ای ورفتنت یک اتفاق ساده نیست ناچار این پرواز رااین باره باورمی کنم یک عهد بستم باخودم وقتی بیایی پیش من به احترام رجعتت من نازکمتر می کنم یک شب اگر گفتی برودیگر زدستت خستهام انشب برای خلوتم یک فکر دیگر می کنم
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم شهریور 1386ساعت 17:38 توسط گل مریم |
|
|
به نام انکه مارا افرید تاعشق معنابگیرد
سلام((از دشمنان چگونه شکایت کنم که دشمن جان من پاره تن من است)) سلامی استواری کوه ویک رنگی دریا من در یک روز زمستانی عاشق یک دختر مهربان شدم ان دختر که نامش مریم بود به من اعتنای نمی کرد ولی هر روز که سپری می شد عشق من نسبت به او بیشتر می شد تا یک روز ان دختر مهربان به من گفت دیگر موزاحمم من نشو ان روز برای من بد ترین روز زندگیم بود اخر من به او هیچ ازاری نرسانده بودم تا مدتی دلو دماغ بیرون امدن از خانه رو نداشتم تا یک روز بارانی صبرم سر امد واز خانه زدم بیرون وتا شب بر نگشتم ان روز من خیلی ناراحت بودم تا جای که میخواستم خودم را بکشم ولی خدا نخواست روز بعد بازهم من مریم را دیدم ومیخواستم با او حرف بزنم وبگویم چقدر اورا دوست دارم ولی ان روز او با مادرش امده بود ومن نتوانستم حرفم رابزنم چند روز بعد انهااز کوچه ما رفتند وتا چندما من از او خبر نداشتم تا یک روز اورا در یک محله دیگر دیدم من ان روز خیلی خوشحال شدم ولی بازهم نتوانستم با او صحبت کنم . من حالا نمی دانم چگونه به او ثابت کنم اورا دوست دارم او که اطلا به من اعتنایی نمی کند پس من چگونه به او بگویم اورا دوست دارم از ان ماجرا حدود ۳سال میگذرد ومن هر روز مانند دیوانه هافقط اورا میبینم و پشت سرش راه میافتم تا او بخانه برودحالا دیگر کم کم به من ثابت شده است که عشق راهی بی پایان است روز های اول من فکر میکردم که بایکبار رفتن پشت سرش او جواب بله را به من میدهد ولی حالا میدانم که او هیچ وقت حاضر نمی شود غرورش را زیرپا بگذارد وبه من بگوید دوستم دارد شاید واقعا اومرا دوست ندارد که خدا ان روز را نیارد که اگر این حرف را من بشنوم من می ـ میرم حالا دیگر عقلم بجای قد نمیدهد از شما دوستان میخواهم که مرا راهنمای کنید از بازدید کنندگان عزیز میخواهم که راه چای به من نشان دهند تا من بتوانم ان مشکل بزرگرا حل کنم سرکذشت غم هجران تو کفتم با شمع انقدر سوخت که از کرده پشیمانم کرد با تشکر وحید
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم شهریور 1386ساعت 14:53 توسط گل مریم |
|
|
سلام
سلامی به گرمای دستان مهربانت من میخوام بدونم معنی دوست داشتن چی میخوام بدونم چرا برخی افرادجیگاه آدم ارو ازروی پستو مقام انتخاب میکند میگه اونیکه پول نداره آدم نیست یااونیکه کارکری می کنه ادم نیست... من می خوام بدونم بین عشق نفرت عاشقی بدی دوست داشتن وانتقام چه مرزی چرا وقتی یکی یکیرو دوست داره اگه اون دختر پول دار باشه همه میکن بخاطر پول دختره اونو دوست داره من میخوام بدونم میگه عشق وعاشقی پیوندی اسمنی نیست پس چرا انقدر جلوی پای جوانا سنگ غل میکنن میگه اونا احساس ندارند که احساسات مارو به بازی میگیرند میگه احساس یک جوان اسباب بازی که بااون این قدر وحشیانه بازی میکنند
|
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 21:2 توسط گل مریم |
|
|
به نام تک نوازنده گیتار
سلام سلامی به بزرگی تمام اقیانوسها ودریا ها امروز خیلی دلم برایت تنگ شده امدم تا چند خطی بروی صحفه سفید ارزوها بنویسم تاشاید ازدزد دل کمی کاسته شود منهرشب بایا تو بخواب میروم نمی دانم از دوریت چه بگویم امید دارم زود تر بهم برسیم به همین دلیل این دعا را مینویسم بسمالله الرحمن الرحیم ان لا تعلمواعلی واتوی مسلمین لولا ان ربطنا علی قلبها لتکون من المومنین ((امین یا رب العالمین |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم شهریور 1386ساعت 15:5 توسط گل مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
عشق1 مینا جون عاشقانه غزل آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل تیر 1387 هفته چهارم دی 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 |
| پیوندها |
|
parnian mojgan |
|
RSS
|